--> سایت انتصابات به مناسبت انتخابات مسخره جمهوری اسلامی ایجاد شده است
سایت انتصابات به مناسبت انتخابات مسخره جمهوری اسلامی ایجاد شده است
*
صفحه اصلی



پشت پرده
علیرضا نوری زاده
محمد علی ابطحی
صبحانه
آنتی لاریجانی
کمیته ویژه پیگیری وضعیت احمد باطبی
جبهه دموکراتیک ایران طوس
شوراي فرهنگي جبهه دمكراتيك ايران
جنبش وحدت ملی ایران
یادداشتهای رضا اقبال
خاطرات زندان

خروش ملت
شمشاد
آیات شیطانی
درفش کاویانی
رهایی
حمید رضا ذاکری
راه کورش
اتحاد تا رفراندوم
وب نگار
نسل سوخته
طلوع آزادی
ایران با شکوه
پیشگامان
نفرین نامه
آزادیخواهان ایران
فریاد خاک
خاطرات زندان  اوین و ...
آزادی بیان
سردار جنگل
عدالتخواهان ایران
آزادیخواهان ایران
میهن آزاد
چنگیر آسوده بخواب انصار بیدار است
اعترافات یک دانشجوی فریبخورده
بابک خرمدین
مجله اینترنتی ایرانم آرزوست
رفراندوم - روزنوشتهای سعید دیگر
حسن آقا

داریوش کبیر
وبلاگ زهرا کاظمی
خرافات شیعه
S T Y X
ساحل شمال
برای آزادی
دروغگویان را بشناسید
نوای ملت
تارنمای آزادیخواهان مشهد
بشر آزاد
وبلاگ مصطفی صداقت جو
وبلاگ فراسو
کانون پرستاران مستقل

 
گوناگون: (14)

گزارش مستند درباره دستگیریهای سیاسی در ایران
سیاه و سپید
جوانان سبز
کاوه آهنگر
پرچم خود من
آموزش مبارزه قهر آمیز
سایت الفبا
سایت یاقوت
سایت وزارت امور خارجه آمریکا
سایت اینترنتی کاوه آهنگر
اشعار سیاسی
کتابهای فارسی آنلاین
جمعیت انقلابی زنان افغانستان

Secular Democracy For Iran

 
آهنگ ها و نماهنگ ها: (41)

سرود ملی ایران
سرود ملی ایران (2)
سرود یار دبستانی من
نماهنگ یار دبستانی من
آهنگ نسوزون (ضیا آتابای)
آهنگ وطنم  - احمد آزاد
آهنگ اعلامیه - ستار.مرتضی.شهره...
دوباره میسازمت وطن - داریوش
آهنگ برادر - ضیا آتابای
آهنگ انتظار  - ضیا آتابای
آهنگ بپا خیزید  - آرش و مهرداد
آهنگ سنگر - شاهرخ
نماهنگ آهن آباد - هاتف-جوانان سبز
نماهنگ وحدت
نماهنگ وطن
نماهنگ خیابان خوابها
نماهنگ آزادی
نماهنگ یار دبستانی
رفراندوم
سیاه پوشها - ابی
حرکت ازاین بیش شتابان کنید.داریوش
حرکت ازاین بیش شتابان کنید(2)
ای ایران با صدای اندی
سرود رفراندوم - شماعی زاده
آهنگ ایران زمین
سخن با جوانان
ایران نگاه کن
خاک - فریدون فروغی
قیام دانشجویی
آهنگ غوغا

آهنگ آزادی
نماهنگ آفتاب کاران جنگل
نماهنگ بهار بهاره امسال (هایده)
نماهنگ بهاران - از سرودهای قبل از انقلاب
داره از ابر سیاه خون میچکه (فرهاد)

سرود در اندیشه ایران

نماهنگ شتربان با صدای امیر آرام
شادی نزدیک است - شاهرخ
 آهنگ ملا حیاکن - بابک هروی
نماهنگ تریاک - هاتف
آهنگ دیده بگشا
نماهنگ مارمولکها - جوانان سبز



 

Tuesday, May 18, 2004

تیر آخر

بالاخره موفق شدم...

این سایت را حتما ببینید

www.tir-e-akhar.blogspot.com


Tuesday, May 11, 2004

لینک مهمترین سایتهای سیاسی

18 تیر دوباره در حال رسیدن است و احساسات ما ایرانیان در حال طغیان. با وجود مشغله فراوان موفق شدم در 3 روز گذشته دستی به سر و روی تارنمایم بکشم. از کلیه دوستانی و سایتها و گروههایی که با منتشر کردن مقاله های من کمکی به آزادی ایران میکنند سپاس فراوان دارم. هر بار که مقاله ای از من منتشر میشود صندوق پست الکترونیکی من پر از ای میل هایی میشود که در آن همه جور ویروس وجود دارد. از قضا از این راه قصد دارند که صدای ما را خفه کنند. از فرستندگان این ای میل ها هم کمال تشکر را دارم چرا که از تعداد این ای میل ها متوجه میشوم که مقاله ام تا چه اندازه به مذاق جمهوری اسلامی تلخ می آید. جالب است بیشترین تعداد این ای میل ها را پس از انتشار مقاله آخرین تاکتیک جمهوری اسلامی دریافت کردم. از اینکه با وارد کردن نام مقاله هایم در سایت گوگل آنها را در تعداد زیادی از سایتهای دیگر پیدا میکنم, خستگی از تنم بیرون می آید.

بازهم تکرار میکنم که استفاده از مقالاتی که در این سایت با نام خودم (سائنا) منتشر میشوند در همه سایتهای اینترنتی, روزنامه ها و رسانه های عمومی حتی بدون استفاده از نام (مستعار) بنده آزاد است.

در سه روز گذشته سعی نمودم که با جمع آوری آدرسهای مهمترین سایتهای سیاسی آزادیخواه این سایت را تبدیل به مرکزی برای پیدا کردن سایتهای سیاسی کنم چراکه وجود همچنین محلی به ویژه در آستانه 18 تیر را بسیار مفید میدانم. اینکار را همچنان ادامه خواهم داد. از همه دوستان آزادیخواه هم از اینجا خواهش میکنم که در صورت امکان به من لینک بدهند. اگر شما فکر میکنید که نام سایتی یا وبلاگی حتما باید در لیست من باشد خواهش میکنم به من حتما خبر بدهید.

به امید آزادی ایران

قربان شما - سائنا

Saena_g@yahoo.com



Monday, May 03, 2004

گزارشی از زندان اوین و نحوه شکنجه در جمهوری اسلامی



یکی از آشنایان من در جریانات تظاهرات دانشجویی و مردمی دستگیر شده و برای مدتی افتخار اقامت در زندان اوین را داشته است. این گزارشی است از دیده های این شخص. متاسفانه به دلایل امنیتی از بازگو کردن مواردی که هویت این شخص و یا دوستان وی را فاش کند معذورم و مجبورم نوعی خود سانسوری انجام دهم. به خاطر داشته باشید که این شکنجه ها مربوط به سالهای 60 نیست بلکه این روشهایی است که همین چند ماه پیش در جمهوری اسلامی!!! اعمال شده است و هنوز هم میشود. موردی را که در مورد همین شخص متوجه شدم اینست که او (و باقی شکنجه شدگان) خیلی از موارد شکنجه را از روی شرم و یا به خاطر مراعات حال پدر و مادر و فامیل و ناراحت نکردن آنها, تعریف نمیکنند, که به نظر بنده کار بسیار اشتباهی است چراکه اگر افکار عمومی وکشورهای خارجی بدانند که چه چیزی در زندانهای حکومت اسلامی!!! ایران میگذرد دیگر اجازه نخواهند داد که آنها به این راحتی به این کارهای ناجوانمردانه و غیر انسانی خود ادامه دهند. بسیاری از این شکنجه ها را خود این زندانی تجربه کرده و تعداد دیگری را همسلولی های وی تجربه کرده اند. این گزارش طوری نوشته شده که از نوشته ها معلوم نشود که وی مجبور به تحمل کدام نوع شکنجه بوده است تا شکنجه دهندگان بعدها از این راه موفق به شناسایی وی نشوند. این گزارش را تقدیم میکنم به آیات عظام به خصوص آیت الله منتظری و آیت الله سیستانی و همچنین به سازمان ملل و حقوق بشر:

زندان اوین به مانند یک شهر است. موقعی که ما را وارد کردند ما حدود 10 دقیقه با چشمان بسته در یک راه پیچ در پیچ توی ماشین بودیم. بعد از آنهم تا زندان باید 5 دقیقه داهپیمایی میکردیم.

در بند 1 و 8 زندانیان سیاسی مرد نگهداری میشوند. بند 9 بند زنان است.

او از سلول هایی گزارش میدهد که در چندین طبقه زیر زمین شاخته شده و رهبران راهپیمایی ها و کسانی را که بسیار مشکوک میباشند و یا از آنها اعلامیه گرفته اند, به آنجا در سلول انفرادی میبرند. او از حدود 6000 زندانی سیاسی ( در آنموقع) گزارش میدهد. زندابانان در زندان اوین بسیار خشن هستند و زندانیان را با همه جور فحش رکیک و ناموسی بمباران میکنند.

جاسوسی از زندانیان:
در زندان اوین, به اصطلاح زندانیانی هستند که در بین زندانیان دیگر میگردند و صحبت سیاسی میکنند و میخواهند آنها را تخلیه سیاسی کنند. از یک پیر مردی تعریف میکند که دائما بین زندانیها صحبت سیاسی میکرد و سعی میکرد سر صحبت را با زندانیان باز کند...

شهرام جزایری:
در پایین دره ای در زندان اوین چندین ویلای و چندین آپارتمان شیک 4-5 طبقه وجود دارد. شهرام جزایری در یکی از این سوئیت ها به اصطلاح زندانی است. وی هر روز ساعت 12 شب با ماشین شخصی مدل بالا وارد محوطه زندان میشود و حدود ساعت 4 صبح مجددا با ماشین خود از زندان اوین خارج میشود.

نور چشمی ها:
او گزارش میدهد که در این سوئیت های شیک که در پایین دره قرار دارند تعدادی از نور چشمی ها هم که به اصطلاح زندانی هستند, زندگی میکنند. آنها آزادی کامل دارند که هر موقع که دلشان خواست به خارج زندان بروند. (او از مرتضی رفیق دوست صحبت نمیکند ولی من اینجا بی اختیار به یاد جناب آقای مرتضی رفیق دوست میافتم)

وکیل بندها:او تعریف میکند که وکیل بندها (وکیل بندها به مسئولین بند گفته میشود که اکثرا نامهای مستعار دارند) دوستهای خودرا که اکثرا از کارمندان عادی زندان بودند به بند سیاسی می آوردند تا سر به سر زندانی ها بگذارند این افراد که عموما از کارمندان عادی و به قول معروف هیچ کاره در زندان بودند خود را جای آدمهای مهم جا میزدند و از سر به سر گذاشتن زندانی ها لذت میبردند...

بازدید نماینده مجلس:
قرار بود یکی از نمایندگان مجلس به زندان بیاید تا با زندانیان مصاحبه کند. زندانبانان 10 – 15 نفر از زندانیان را جدا نموده و دقیقا به آنها گفته بودند که چه چیزی را باید تعریف کنند.و تعریف میکند که بند 1 را که تمیز تر از بند 8 است را خالی نموده بودند و زندانیان آنرا به بند 8 منتقل نموده بودند و بعد بند 1 را تمیز و مرتب نموده و به نماینده مجلس فقط بند 1 را نشان داده بودند و گفته بودند که ما فقط همین 10-15 نفر زندانی سیاسی را داریم...

او از بیدادگاهای جمهوری اسلامی تعریف میکند ومیگوید که در دادگاه به متهمان دستور داده میشود که پیراهنشان را
درآورند و قاضی شخصا آنها را بازرسی بدنی میکند... او تعریف میکند که زمانی که آنها را دستگیر کرده بودند در قرارگاه ... آنها را حتی در حضور عموم مردم و خانواده های دستگیر شدگان میزدند...

روشهای شکنجه:

چهار نفر در 2 متر مربع:
یکی از روشهای شکنجه اینست که چهار نفر را در یک سلول انفرادی به درازی 2 متر و عرض یک متر مربع برای مدت چندین شبانه روز زندانی میکنند. او تعریف میکند که خوابیدن در چنین سلولی تقریبا غیر ممکن است و زندانیان مجبورند مثلا به این صورت بخوابند که دوتای آنها بیدار باشند و در حال ایستادن تا جای کافی برای خوابیدن دو زندانی دیگر باشد و بعد جای خود را عوض کنند. او تعریف میکند که یا نور لامپ در تمام شبانه روز روشن است و یا در تمام شبانه روز خاموش...

آویزان کردن از پاها:در اوین یک ساختمان وجود دارد که پله میخورد و سه طبقه به زیر زمین میرود: در یک اتاق حدودا 6 متری که دیوار و کف آن از مرمر بود زندانیان را از یک حلقه دایره مانند از پاها آویزان میکردند و با باتوم و لگد میزدند... هنگام کتک خوردن زندانی شروع به تاب خوردن میکند و در اثر تاب خوردن آدم این احساس را پیدا میکرد که زانوها در حال شکسته شدن هستند... . او گزارش میدهد که بدترین چیز این نوع شکنجه, باتوم و یا لگدها نیست بلکه فشار بسیار زیادی است که طناب به پاها وارد میکند و البته به علت کله پا بودن پس از مدت کوتاهی این احساس به آدم دست میدهد که کله آدم در حال ترکیدن است. وی میگوید که زندانیانی که به این طریق شکنجه میشوند گاه تا چندین هفته قادر به راه رفتن نیستند.
به یاد بازدیدم از از اردوگاه داخائو در جنوب آلمان با اتاق های شکنجه و کوره های آدم سوزیش میافتم که الان تبدیل به موزه شده... همانند این حلقه را در این اردوگاه هم میتوان دید. هیتلر هم با همین روش شکنجه میکرد... در حیاط این موزه به چند زبان نوشته شده: دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. به امید روزی که ما هم در ایران خودمان در "موزه اوین" همچنین تابلویی نصب کنیم...

شکنجه با برق: او از وصل کردن برق به زندانیان گزارش میدهد. در جواب من در مورد میزان ولتاژ آن جواب میدهد که از باقی زندانیان شنیده است که برق 110 ولت است. الکترود های برق به شکم زندانی وصل میشود و گاه برای مدت 1 الی 2 دقیقه جریان برق برقرار میشود. تعداد زیادی از زندانیان در طی این شکنجه بیهوش میشوند. او گزارش میکند که فرد شکنجه شونده احساس سرگیجه و ضعف شدید میکند و چشمهای وی سیاهی میروند. به دخترهای زندانی این الکترودها به نوک سینه ها هم وصل میشود... او تعریف میکند که اول برق وصل میکنند و پس از آنکه زندانی بیهوش شد او را سیلی میزنند تا او دوباره سرحال بیاید و بعد بر روی او یک سطل آب میریزند... بعد از مدتی که او دوباره خشک شد و سرحال آمد دوباره ادامه میدهند...

شکنجه با قطره آب: نوع دیگر شکنجه آنست که زندانی را لخت مادرزاد میکنند و وی را بر روی سنگ مرمر مخوابانند ودست و پای وی را میبندند و بعد برای ساعتها قطره قطره آب بر روی پیشانی زندانی میریزند.این در حالی است که اتاق شکنجه در تاریکی محض فرو رفته است. او تعریف میکند که به نظر او این یکی از بدترین نوع شکنجه هاست...

آویزان کردن وزنه از بیضه های زندانی:او گزارش میدهد که زندانی را روی یک صندلی مخصوص مینشانند و یک آفتابه خالی را به بیضه های زندانی میبندند
طوری که آفتابه به صورت معلق و با فاصله 10 الی 15 سانتیمتر تا زمین باشد. بعد در داخل این آفتابه قطره قطره آب میریزند و در حالی که آفتابه هر لحظه سنگینتر میشود و فشار بر بیضه ها بیشتر, از وی اعتراف میگیرند. او میگوید که در این حالت انسان به قتل دهها نفر و زنا با خواهر و مادر خودش هم اعتراف میکند و به عبارتی هر چیزی را که شکنجه دهنده بدان مایل است, زندانی به آن اعتراف میکند. یعنی اگر کسی اعتراف نکند این کار را تا زمانی ادامه میدهند که آفتابه به زمین بچسبد.

لطفا توجه داشته باشید که حتی بازگو کردن این مسائل باعث شده بود که عرق شرم بر روی پیشانی این دوست بنده بنشیند... من هم به نوبه خودم از خوانندگان گرامی معذرت میخواهم.

بازهم شکنجه با آب:زندانی را به صورت لخت مادرزاد در یک سلول مخصوص که کاملا تاریک است و زمین و دیوار آن با سنگ مرمر پوشیده شده قرار میدهند و هر چند دقیقه یکبار یک سطل آب سرد به روی او میریزند...

جنگ روانی:یکی دیگر از روشهای شکنجه اینست که نام زندانی ها را میخوانند و آنها را جدا کرده و 3 -4 ساعت در محوطه زندان زیر آفتاب نگهداری میکنند و به آنها میگویند که میخواهند آزادشان کنند و اینکه باید وسایلشان را جمع کنند. بعد آنها را تا دم در زندان میبرند و سپس مجددا بر میگردانند...

تجاوز به دختران:بند 9 متعلق به زنان است و صدای آنان را از بند 1 و 8 که بند زندانیان سیاسی (مردان) است میتوان شنید. او گزارش میکند که در این بند به دخترها تجاوز میشد و صدای آنها را میتوان شنید. مردان زندانبان دختران را در این بند به بهانه گرفتن اعتراف لخت میکردند و کتک میزدند و ...


بی خوابی دادن به زندانی:یک دست زندانی را با دستبند به یک حلقه میبندند به صورتی مجبور باشد تمام مدت بایستد و او را گاه برای چندین روز به این حالت نگه میدارند. زندانی به هیچ وجه قادر به خوابیدن نیست و به محض خوابیدن کلیه وزن او بر روی مچ دستش میافتد. گاه اتفاق میافتد که زندانی در اثر خستگی مفرط به خواب میرود در حالی که از مچ دستش خون جاریست...

نمونه دیگری از گرفتن اعتراف قلابی و پرونده سازی:دختری را با را با یک پسر غریبه در یک اتاق تاریک انداخته اند و پس از آن از هر دوتای آنها را مجبور کرده بودند که اعتراف کنند با هم رابطه جنسی داشته اند...

پس از شنیدن این روش کثیف ناخودآگاه به یاد سیامک پورزند میافتم و که زن میانسالی که دوست خواهرش بوده و این زن را مجبور کرده بودند که اعتراف کند که با سیامک پورزند رابطه جنسی داشته است و پس از گرفتن اعتراف برای آنکه صدایش بعدا در نیاید, زن بیچاره را در یک دادگاه نمایشی به سنگسار محکوم کرده بودند و حتی او را کفن پوشانیده اند و در حیاط زندان صحنه سنگسار را هم آماده کرده بودند. تا بالاخره یک حاج آقا (به ظاهر) پا در میانی میکند تا او را سنگسار نکنند به شرطی که به هیچ کس این جریانات را تعریف نکند....

در پایان این گزارش یادآوری میکنم که احتمالا خیلی از کسانی که در زندانهای جمهوری به اصطلاح اسلامی بوده اند احتمالا خواهند گفت که آنها شکنجه های بسیار خشن تر و بدتری را متحمل شده اند. من در اینجا سعی نموده ام که امانت در گفتار را رعایت کنم و گزارش این فرد زندانی را همانطور که او تعریف کرده بنگارم. از همه کسانی که در زندان به روشهای وحشیانه و غیر انسانی شکنجه شده اند ملتمسانه تقاضا میکنم که خاطرات خود را به نگارش در آورند و در اختیار عموم بگذارند تا چهره کریه حکومت اسلامی بیش از پیش بر همگان آشکار شود... از کسانی که به آنها تجاوز جنسی شده تقاضا میکنم که حتی به صورت گمنام هم که شده این کثافتکاریها را منتشر کنند تا حداقل بقیه مردم ایران و به خصوص مذهبی ها بدانند که در زندانهای جمهوری اسلامی چه میگذرد.

استفاده از این مقاله و یا قسمتی از آن در همه سایتهای اینترنتی, روزنامه ها و سایر رسانه های گروهی مجاز است.

سائنا – آلمان – 1 ماه می 2004






با ما تماس بگیرید 


Free Hit Counter
mba program
 آدرس این سایت را به دوستان خود توصیه کنید